دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

ن‍وشته های بلاگ

اختلال شخصیت پارانویید

اختلال شخصیت پارانویید

اختلال شخصیت پارانویید (بدگمان)

ویژگی اصلی این بیماران، شک بیمارگون و بی اعتمادی دیرپا به همه افراد است. آن ها مسئولیت این احساسات را نمی پذیرند و دیگران را مسئول آن می دانند. اغلب متخاصم، تحریک پذیر و خشمگین هستند. افرادی متعصب و جزم اندیش اند که به دنبال جمع آوری مدارکی دال بر تخلف دیگران می باشند. به همسر خود سوء ظن مرضی دارند و اشخاصی بدعنق و اهل دعوا و مرافه هستند. در بستگان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، میزان بروز این اختلال شخصیت بیشتر از دیگران است. این اختلال در مردان شایعتر از زن هاست. در اقلیت ها و مهاجران به دلیل عدم تطابق فرهنگی اختلال پارانویید شایع تر است. آن ها در نگاه دیگران بسیار رسمی و متشخص به نظر می رسند. تنش عضلانی، ناتوانی در احساس آسودگی و آرامش و منبسط بودن عضلانی در بین آن ها رایج است و برای بدست آوردن سرنخ هایی از دیگران پیوسته در حال فکر کردن و کاوش هستند. حالت عاطفی این بیماران اغلب جدی است و در بحث و جدل هایشان پیش فرض های غلطی دارند که سعی می کنند با کلام منطقی ابراز کنند. محتوای فکری آن ها شواهدی از فرافکنی، پیشداوری و گاه افکار انتساب به خود دیده می شود.

خصیصه بنیادین اختلال شخصیت پارانویید، شکاکیت و بی اعتمادی به دیگران است که تظاهرات آن به صورت تفسیر اعمال دیگران به رفتاری که گویا به قصد تحقیر یا تهدید بیمار انجام شده نشان داده می شود. این تمایل از حدود ۴۰ سالگی در بیمار شدت می یابد و این افراد همیشه در انتظار این هستند که دیگران قصد آسیب به آن ها را دارند و می خواهند ضرر بزنند. آن ها در بسیاری از اوقات بی هیچ توجیهی در وفاداری یا صداقت دوستان و همکاران خود تردید می کنند. اغلب حسادت مرضی دارند و در وفاداری همسر یا شریک عاطفی خود بی دلیل شک می کنند. این گونه بیماران در واقع احساسات خود را برون سازی می کنند و دفاع مورد استفاده آن ها فرافکنی است. یعنی تکانه ها و افکاری که خودشان دارند و برایشان قابل قبول است به دیگران نسبت می دهند. افکار انتساب به خود و خطاهای ادراکی ای که قابل دفاع منطقی است، در این بیماران شایع است.

بیماران مبتلا به این اختلال، حالت عاطفی محدود دارند و به نظر می رسد فاقد هر گونه احساس و هیجانی باشند. آن ها از اینکه مستقل و عینی می اندیشند به خود می بالند حال آنکه چنین نیست. آدم های گرمی نیستند و قدرت منزلت افراد، آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد و اگر کسی را ضعیف و بیمار بیابند یا متوجه نقصی در او شوند به وی با دیده تحقیر می نگرند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویید ممکن است در موقعیت های اجتماعی، آدم هایی فعال و کارا به نظر برسند حال آنکه اغلب دیگران را فقط می ترسانند یا افراد را به جان هم می اندازند.

اختلال شخصیت پارانویید در برخی از بیماران، مادام العمر و در برخی دیگر مقدمه اسکیزوفرنی است. برخی دیگر نیز با پخته تر شدنشان یا کاهش فشار روانیشان، صفات بدگمانانه خود را وارونه سازی می کنند و به این ترتیب به افرادی بدل می شوند که به اخلاقیات و نوعدوستی توجه ظاهری دارند. اما باید توجه داشت که این بیماران تا آخر عمر در کار و زندگی با دیگران مشکلاتی خواهند داشت. مشکلات شغلی و زناشویی و مشکلات ارتباطی با فرزندان در این افراد شایع است.

  • فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویید (بدگمان) چه مشکلاتی را در روابط بین فردی خود تجربه می کند؟

این اختلال شخصیتی پایه های یک رابطه عاشقانه را بهم می ریزد و به شکست و ناکامی منجر می شود. به دلیل بی اعتمادی که فرد پارانویید به همه چیز و همه کس دارد از هر نوع صمیمیتی هراس دارد و اجازه ورود افراد به حریم شخصی خود را نمی دهد، کمتر صحبت می کند زیرا نگران است که روزی این اطلاعات علیه او استفاده شود. بنابراین از هر تعامل نزدیکی اجتناب می کند. علت اصلی این خصومت و پرخاشگری، ترس است. شخص مبتلالا به پارانویید علی رغم احساس برتری و شجاعتی که درباره خود دارد همیشه از درون احساس پوچی و بی ارزشی می کند و هین مساله اورا می ترساند. درنتیجه این باور در او شکل می گیرد که توسط دیگران طرد شده و مورد تمسخر واقع شده است. همچنین تصور خیانت دیدن امری بدیهی در رابطه با این افراد است. هرگز به شریک عاطفی و همسر خود اعتماد ندارند حتی زمانی که جای هیچ بی اعتمادی وجود ندارد.

دردناکترین قسمت ماجرا آنجاست که تلاش های همسر یا شریک عاطفی خود را که به منظور برقراری ارتباط عمیق و صمیمیت بیشتر انجام می شود، حمله و تجاوز به گمانه پردازی های ذهنش می داند و با فرار و پس زدن به تلاش های فرد مقابل پاسخ می دهد. فرد پارانویید تصور می کند رفتارهای مهرآمیز شما تلاشی برای نشان دادن ضعف های اوست. بنابراین شریک عاطفی او روزی متوجه خواهد شد که صرف زمان و تلاش هایش بی فایده بوده و با فرد یخی دلبسته است.

  • اگر رابطه با فرد مبتلا به پارانویید تا این حد ناخوشایند است پس چرا جذب افراد پارانویید می شوید؟

از آنجاییکه این افراد خیلی در مورد خود صحبت نمی کنند ممکن است در ظاهر، تودار، پر رمز و راز، جذاب و باکلاس به نظر برسند و میل کنجکاوی شما را برای کشف و شناخت آن ها برانگیزند. از طرفی شاید امتناع او از صحبت کردن درباره خودش این احساس را در شما بوجود آورد که فردی متواضع و فروتن است. از آنجاییکه همیشه او مطمئن نیست که دوستش دارید یا نه بنابراین حس حمایت مادرانه در شما ایجاد می شود که سعی در توجه و اطمینان دادن به دارید.

اگر شما در تجربیات خود پی برده اید که اصولا جذب چنین افرادی می شوید از خود بپرسید که در نیازهای درونی تان چه چیزی باعث می شود که مدام در تلاش برای جلب اعتماد کسی باشید که غیرقابل پیش بینی بوده و به شما تهمت می زند؟ و اینکه چرا سعی دارید نقش والد را در رابطه ایفا کنید؟ آیا این فضا برای شما آشناست و متوجه درد هیجانی آن نیستید؟ آیا از کودکی با چنین والدینی که متزلل و بی عاطفه بوده اند خو گرفته اید؟

از آنجاییکه او بسیار وسواسی و کنترلگر است ممکن است این رفتار او برای شما به عنوان نقش حمایتگر و ابراز توجه و علاقه قلمداد شود و تماس های مرتب تلفنی و پی گیری آن را به عنوان عشق و پایبندی او تعبیر کنید. وقتی مدتی از رابطه گذشت و هیجان رابطه کم شد خواهید دید که او شنا را دوست نداشته بلکه به شما بی اعتماد بوده است. زندگی در کنار شخص مبتلا به پارانویید نوعی انزواطلبی بوجود می آورد تا او موقتا از آسیب دیگران در امان باشد.

یک دیدگاه بنویسید
Don`t copy text!